یوسف نوری

رئیس اسبق مرکز فناوری اطلاعات و ارتباطات وزارت آموزش و پرورش

دکتری مدیریت گردشگری دانشگاه علامه طباطبایی

سوابق شغلی/مسئولیت/فعالیت

  • رئیس اسبق مرکز فناوری اطلاعات و ارتباطات وزارت آموزش و پرورش

  • متخصص گردشگری کودک

  • رئیس کمیته گردشگری کودک اتاق بازرگانی ایران

  • مسئول خیرین سلامت دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی

سوابق تحصیلی دانشگاهی

  • رشته و دانشگاه کارشناسی:

    برنامه‌ریزی امور تربیتی

  • رشته و دانشگاه کارشناسی ارشد:

    مدیریت دولتی

  • رشته و دانشگاه دکتری:

    دکتری مدیریت گردشگری دانشگاه علامه طباطبایی

بخش ۱ – مسائل نظام آموزش و پرورش از منظر فرا نظام (فرا دستگاهی)

نظام آموزش و پرورش در شبکه‌ای فراتر از خود، شامل حاکمیت و جامعه به معنای کلی و ارتباط با دیگر نظام‌های اجتماعی و حاکمیتی قابل بررسی است. به‌عبارت دیگر می‌توان به نظام آموزش و پرورش از منظری خارج و فراتر از خودش نگریست و مسائل این لایه مانند تأثیر و تأثر دیگر نهادهای حاکمیتی یا اجتماعی و نظام آموزش و پرورش را مورد بررسی قرار داد. از نظر شما و به ترتیب اولویت حداکثر ۳ مسئله مهم و گلوگاهی نظام آموزش و پرورش در لایه فرا دستگاهی و ایده محوری شما برای حل هریک از این مسائل چیست؟

  • عدم فهم آموزش و پرورش ار بعد حاکمیتی و اجتماعی

     

    ایده‌محوری و استدلال:

    برخلاف آموزه‌های دینی ما که آموزش و پرورش را از واجبات نظام می‌دانیم و در اصل ۳ قانون اساسی نیز این امر متبلور شده، بعد اجتماعی و حاکمیتی آن در جامعه به‌درستی فهم نشده است. آموزش و پرورش در واقع بستر پیاده‌سازی اهداف هر نظامی است که بر آن سرمایه‌گذاری جدی و بنیادی می‌کنند. در بعد اجتماعی نیز آموزش و پرورش پس از رشد فردی، در پیشرفت و توسعه و اجتماعی شدن افراد نیز باید نقش بسزایی داشته باشد. اما در جامعه ما به‌طور مثال وقتی خیرین ما بالای ۵۰ سال هستند یعنی ماموریت این دستگاه در موضوع اجتماعی کردن افراد درست پیاده نشده است. البته‌ کارهای جهادی، کمک‌های مومنانه، خرده کمک‌ها و…. را نمی‌توان نادیده گرفت اما به صورت کلان و کل نیست.


  • اثر آموزش و پرورش در ایجاد ارزش افزوده در بعد اقتصادی هم مشاهده نشده است. و همچنین در بعد سیاسی و مشارکت‌ها. و پیامدهای بدتر آن که می‌تواند وجود داشته باشد.

     

    ایده‌محوری و استدلال:

    لذا لازم است افرادی در این موضوعات به‌جد کار کنند. چه در درون آموزش و پرورش که بتوانند اثر این دستگاه را به صورت محیطی در این مسائل احصاء کنند و سهم آموزش و پرورش را بگیرند. سهم آموزش و پرورش از اجتماعی کردن،‌ سهم آموزش و پرورش از ارزش افزوده اقتصادی و …..

بخش ۲ – مسائل کلان نظام رسمی آموزش و پرورش

می‌توان به نظام آموزش و پرورش فارغ از نگاه جزءنگرانه به اجزای آن به مثابه یک کل درهم تنیده نگاه کرد. در این نگاه نظام آموزش و پرورش شامل سازمان و ساختار، مفاهیم، اجزاء و پدیده‌هایی است که به‌صورت یک کل متصل و پیچیده قابلیت بررسی دارد. از نظر شما به ترتیب اولویت، حداکثر ۳ مسئله مهم و گلوگاهی کلی و کلان نظام رسمی آموزش و پرورش فارغ از مسائل بخشی این نظام و ایده محوری شما برای حل هریک از این مسائل چیست؟

  • عدم یکپارچه‌ بودن مراکز مختلف آموزش و پرورش

    این مسئله که برخواسته از تفکر ائتلافی و سیستمی هست و نقدهایی نیز به آن وارد است. ما را به یکپارچه‌سازی مراکز مختلف آموزش و پرورش ازجمله سازمان پژوهش، معاونت پرورشی و آموزشی، معاونت مالی و… که هم اکنون به صورت جزیره‌ای و منفصل کار می‌کنند، توجه می‌دهد. این امر نیز بخاطر ساختار وظیفه‌ای است که به ساختاری‌های اولیه‌ سازمانی که در مدیریت منابع انسانی وجود داشته، برمی‌گردد. البته شاید بهتر باشد بگوییم به نمودار سازمانی برمی‌گردد. امروزه ساختارهای سازمانی از ساختارهای ماتریسی به ساختارهای نسل سوم خود(ساختارهای کارندی) رسیده اند و بعد آن ساختارهای شبکه‌ای و ستاره‌ای آمده‌اند که هیچکدام از آنها را ما در آموزش و پرورش نداریم. درواقع تمام اعضا آن ستاره دریایی یا شبکه تار عنکبوتی به صورت واحد عمل می‌کنند و استراتژی‌های مدیریت نیز همان استراتژی‌های قدیمی است و به استراتژی‌های مدیریت جدید آقای نیلزبرگ که در جنگل‌ استراتژیک مطرح می‌کنند نرسیده، و اصلا استراتژی‌های مدیریتش متناسب با این ساختار فرهنگی، پژوهشی و آموزشی نیست. لذا آموزش و پرورش ما را در آموزش و پرورش نسل اول(یعنی آموزش محور در اون ابتدای آموزش محور) متوقف کرده است که این عدم یکپارچگی آسیب‌های زیادی را داشته است.

    البته بنظر می‌رسد که از مهندسین فناوری اطلاعات و ارتباطات دعوت شود تا از آن ۵ نوع سامانه‌های فناوری اطلاعاتی ICT  استفاده کنیم تا بعد یادبگیریم چطور سامانه‌ها را یکپارچه می‌کنند تا آموزش و پرورش را در ساختارهای سازمانیش وصل و یکپارچه کنیم. چون این جزیره‌های منفصل نمی‌توانند محصول مطلوبی را داشته باشند.

     

    ایده‌محوری و استدلال:

    بازنگری در ساختارهای سازمانی که توسط یک مجموعه مدیریت منابع انسانی و فناوری اطلاعات و ارتباطات (در بعد یکپارچه‌سازی) استفاده می‌شود.

بخش ۳ – مسائل جاری و فوری نظام آموزش و پرورش

آموزش و پرورش در موقعیت فعلی درگیر مسائل متعدد جاری است. ممکن است برخی از این مسائل نیاز به توجه فوری و ویژه داشته باشند. از نظر شما و به ترتیب اولویت حداکثر ۳ مسئله مهم جاری یا اورژانسی نظام آموزش و پرورش و ایده محوری شما برای حل هر یک از این مسائل چیست؟

  • اعتبارات آموزش و پرورش

     

    ایده‌محوری و استدلال:

    باتوجه به اینکه بیش از ۹۹.۵ درصد اعتبارات آموزش و پرورش مربوط به پرسنل است و عملا هیچ اعتبار دیگری نیست چه می‌شود کرد؟!

    کیفیت و تحول بنیادین را در کجا ببینیم و چطور می‌خواهیم دنبال کنیم. این بسیار مهم و جدی است. سهم ما از GDP نسبت به کشورهای معمولی به اندازه نصف هم نیست. سهم آنها میانگین حداقل ۵ است. که با چشم انداز اهداف ۱۴۰۴ خیلی فاصله داریم. و سهم آموزش و پرورش از بودجه بخش‌های اجتماعی خیلی کم است و آسیب‌زننده است و نمی‌شود کار کرد.


  • عدم آمادگی معلمین

     

    ایده‌محوری و استدلال:

    معلمین نه اینکه برای خروج آموزش و پرورش از وضعیت فعلی زمینه توانمندی ندارند، اما، انگیزه‌ ندارند(بخاطر پایین‌ترین میزان دریافتی، بیشترین حجم کار و مقبول‌ترین کسوت در جامعه). که می‌تواند به مواردی ازجمله ترک محل خدمت، تحقیر، کم‌کاری و… منجر شده باشد. که این را باید در محیط‌های کلاس درس بیشتر ببینیم که بعد مهمی است.


  • عدم توجه به برنامه درسی

    برنامه‌درسی به‌غیر از دانش‌آموزان استثنایی، برای سایر دانش‌آموزان عادی (حدود ۹۵ درصد) به شیوه‌‌های قدیمی سازمان پژوهش‌ها برنامه‌ریزی شده و برنامه‌ای مبتنی بر تفاوت‌های فردی و اقلیمی (شرایط زمینه‌ای دانش آموزان اعم از فردی و جغرافیایی) به صورت چشم‌گیر نداشتیم.

     

    ایده‌محوری و استدلال:

    لذا لازم است در بخش اول سهم آموزش و پرورش را از سرانه واقعی بدهیم.

    در بخش دوم برای توانمندی معلم حتما یک مبادی ورودی را در دانشگاه‌های تربیت معلم قرار بدهیم و دانشگاه فرهنگیان برای مربیان کارآفرینی، مربیان انتقال دهنده مسئولیت‌های اجتماعی و دینی، خودش را ارتقا بدهد. و همچنین با مصوبات مجلس باندبازی را در ورودی افراد لغو نماییم. پیشنهاد اینکه نهضت سواد آموزی را به صورت خیریه درآوردند و خیرین آن را اداره کنند. ۸۰۰هزار بازنشسته سالانه یک نفر را آموزش دهند 3 سالانه بی سوادی ما ریشه‌کن می‌شود. خیرین مدرسه ساز چطور توانستند ۱۱۳ هزار کلاس درس را در فاصله ۷۷ تا ۹۷ بسازند؟!.

    برنامه درسی نیز، باید هم جذاب باشد و هم مانا. چون اختیار را از دانش آموز در همان ابتدا می‌گیریم درحالیکه اگر معلم توانمند باشد هر فرد را از یک مسیری به قله می‌رساند. و آن زمان است که تحول ایجاد خواهد شد.

بخش ۴ – مسائل مرتبط با حوزه یادگیری و رشد

در این بخش حوزه یادگیری و رشد را به‌طور خاص مدنظر قرار می‌دهیم. مفاهیم و پدیده‌هایی مانند برنامه درسی، فعالیت‌های آموزشی و تربیتی، مقاطع تحصیلی و رشدی، رشته‌های تحصیلی، استعداد، هدایت تحصیلی و محتوای یادگیری در این بخش جای می‌گیرند. از نظر شما و به ترتیب اولویت حداکثر ۳ مسئله مهم حوزه یادگیری و رشد و ایده محوری شما برای حل هریک از این مسائل چیست؟

  • باتوجه به نکات اشاره شده در سوال قبل چه اینکه ۴ عنصر هدف، محتوا، روش یادگیری و ارزشیابی را در برنامه‌درسی درنظر بگیریم و چه ۹ عنصری که اَکر در ۲۰۱۰ تقسیم‌بندی نمود. باید این مولفه‌ها و همچنین فضا و امکانات تک تک بررسی شوند و بعد باتوجه به سند تحول چرخشی در اینها به وجود آیند. و به تفاوت‌های فردی در هدایت تحصیلی توجه جدی شود.

بخش ۵ – مسائل مرتبط با حوزه منابع انسانی

مهم‌ترین رکن نظام تعلیم و تربیت، منابع انسانی است. موضوعاتی چون جذب، گزینش، آموزش بدو خدمت و ضمن خدمت، ارزیابی، انگیزش، شأن، عزت‌نفس و بسیاری موضوعات دیگر در مورد منابع انسانی قابل بررسی است. از نظر شما و به ترتیب اولویت حداکثر ۳ مسئله مهم حوزه منابع انسانی و ایده محوری شما برای حل هریک از این مسائل چیست؟

  • بستن ورودی‌های پراکنده و اختصاص آن به مراکز تربیت معلم. بازپس گیری آموزشگاه‌های فنی و تربیت و تقویت نیروهای فنی. و جذب یک‌سری هئیت علمی در رشته‌های مختلف و جدید.

     

    ایده‌محوری و استدلال:

    در این زمینه به‌نظر می‌رسد فرآیند جذب و به‌طور کلی انتخاب نیروی انسانی، مبتنی بر مطالعات منابع انسانی نوین نیست زیرا در منابع انسانی نوین دو قسمت را شاهد هستیم که تغییر جدی کرده‌اند که همانطور که قبلا اشاره شد، ساختار و نمودار سازمانی جای خود را عوض کرده است و به علم ساختار سازمانی توجه نشده است.


  • تربیت نیرو

     

    ایده‌محوری و استدلال:

    تربیت نیرو هم‌اکنون شکل سنتی دارد که هیچ نیروی کیفی ایجاد نمی‌کند. لذا باید دست خوش تغییر مطلوب شود.


  • نگهداشت نیروی انسانی

     

    ایده‌محوری و استدلال:

    این موضوع با انگیزاننده‌های حقوق و مزایا، شأن و اعتبار و احترامی که برای معلم قائل هستیم به صورت‌های مختلف مانند فرصت‌های مطالعاتی،‌ تورهای علمی و … که الان در آموزش و پرورش نیست،  بروز می‌کند.

    همچنین در حوزه جذب، نگهداشت نیروی انسانی تا بازنشستگی و خروج از خدمت نیروها،‌ ما یک روند یکپارچه علمی را نداریم. این موضوع در قدیم در قالب دارالمعلمین و دارالمعلمات و قبل‌تر آن دانشگاه‌های تربیت مدرس و تربیت معلم و الان دانشگاه خوارزمی را داشتیم که همه متعلق به آموزش و پرورش بودند. دانشسراها از همان پایه ششم قدیم و یا بعد از سوم راهنمایی نیرو جذب می‌کردند و افرادی با مهارت و دلسوزانه و خبره به این نیروها آموزش می‌دادند. از آن طرف کارورزی‌ها نیز خیلی جدی بود. اما در حال حاضر نیروها از سر اشتیاق نیست بلکه اضطرار است. ثانیا فرآیند جذب و آموزش درست نیست (پراکندگی ورودی از نهضتی‌ها، حق‌ التدریسی‌ها و شرکت‌های خدماتی که این‌ها از نیروی آموزش و پرورش و از عناصر آن نیستند و خوب آموزش ندیدند) و لذا برای نگهداشت این‌ها هم انگیزاننده خوبی نداریم.

بخش ۶ – مسائل مرتبط با حوزه منابع مالی، فضا و تجهیزات

این بخش شامل موضوعاتی از جمله تامین منابع مالی، نحوه توزیع و هزینه‌کرد منابع مالی، تامین و توزیع فضا و تجهیزات، و ارتباط منابع مالی و فضا و تجهیزات با عملکرد نهایی نظام تعلیم و تربیت می‌باشد. از نظر شما و به ترتیب اولویت حداکثر ۳ مسئله مهم حوزه منابع مالی، فضا و تجهیزات و ایده محوری شما برای حل هریک از این مسائل چیست؟

  • عدم توجه و نیازسنجی به حوزه مالی

     

    ایده‌محوری و استدلال:

    از نظر مالی ما فاصله زیادی حتی با کشورهای ضعیف دنیا داریم. سرانه آموزش پرورش نسبت به سایر وزارتخانه‌ها و حتی در درون خود این سازمان پاسخگو نیست. لذا نیازسنجی باید صورت گیرد. که در غیر آن نمی‌تواند مطلوب اداره شود و در نتیجه باید از مسائل کیفی خود بزند،‌ از آموزش معلمین یا مهارت‌آموزی معلمین بزند،‌از سرانه مدارس و … بزند. که البته این با جلب ظرفیت مشارکت‌های مردمی و ارتباط گیری با خیرین مدرسه ساز و استفاده از مشارکت آنها در حوزه‌ پرورشی و یا اداره مدارس، منافاتی ندارد. هرچند البته برای این مشارکت هم ما مدلی برای ارائه نداریم!.

    همچنین منابع فیزیکی با فرهنگ ما همخوانی ندارد و برای امروز دانش‌آموز هم ساخته نشده است. لذا هم برنامه‌درسی باید تغییر داشته باشد و به تبع آن در درون آن، فضا هم به تناسب سن و جنس و مقطع تحصیلی تغییر پیدا کند.


  • عدم عدالت در توزیع موارد مطرح شده مسئله اول


  • اینکه در صورت عدم توزیع عدالت، کارایی این منابع نیز از دست می‌رود. 

     

    ایده‌محوری و استدلال:

    الگوی بهینه برای توزیع اعتبارات برای کیفیت بخشی ارائه شود.

بخش ۷ – مسائل مرتبط با مدرسه

مدرسه به‌عنوان کانون تربیت محلی و محیط یادگیری رسمی مورد توجه سند تحول قرار دارد. هر چند می‌توان از منظر بخش‌های دیگر این پرسش‌نامه نیز به مسائل مرتبط با مدرسه پرداخت، به دلیل اهمیت بالای موضوع مدرسه در این بخش به ترتیب اولویت حداکثر ۳ مسئله مهم حوزه مدرسه و ایده محوری شما برای حل هر یک از این مسائل را بیان بفرمایید؟

  • عدم وجود یک تفاهم‌نامه و نظام ممیزی و ارزیابی دقیق برای رسیدن به شاخص‌های آموزش و پرورش توسط مدیر و مدرسه

     

    ایده‌محوری و استدلال:

    در بحث مدرسه شعارهای زیادی مانند مدرسه محوری و … وجود دارد. که هرچند نمودی از آن در مدارس دولتی ما کمتر دیده می‌شود. مدرسه در حال حاضر یک سازمان پیرو هست بجای سازمان پیشرو، زیر اختیارات آن مانند دانش‌آموز از آن گرفته شده است.

    لذا نیاز است به مدرسه به عنوان یک محور تحول بنیادین جدی‌تر توجه شود. مدیر مدرسه به عنوان یک فرمانده خط مقدم باید اختیار داشته باشد. ارتباط مدیر و آموزش و پرورش باید براساس یک‌سری شاخص‌ها و قرارداد باشد و او این موارد را با اختیار کامل خودش پیاده کند. بدون هیچ بخشنامه‌ای . ما این موارد را نداریم. درنتیجه هر سازمانی که پیرو شد ناکارآمد می‌شود. لذا سازمان آموزشی، سازمان پژوهشی و سازمان فرهنگی کاملا باید پیشرو باشد تا پیشرفت حاصل شود و بتواند به اهداف سند تحول برسد. و این البته درصورت ترسیم همان شاخصه هاست. به‌طور مثال در شاخصه‌های کمی تعداد قبولی دانش‌آموزان شما در کنکور از این قدر تا آنقدر باشد. یا مثلا شاخصه‌های سلامت یا شاخصه‌های تربیت اقتصادی یا کارآفرینی. لذا لازم است تا نیروهای اداری نیروهایی باشند که این مسائل را درک کنند.

بخش ۸ – مسائل مرتبط با آینده

با توجه به تحولات درونی و فشار عوامل بیرونی بر نظام تعلیم و تربیت، از نظر شما و به ترتیب اولویت حداکثر ۳ فرصت یا چالش مهم حوزه مسائل مرتبط با آینده نظام تعلیم و تربیت و ایده محوری شما برای مواجهه با هریک از این مسائل چیست؟

  • نبود فرهنگ آرندی در آموزش و پرورش

     

    ایده‌محوری و استدلال:

    در این موضوع باید دید نگاه جریانات اجتماعی کجاست؟ به چه صورت حرکت می‌کنند؟ و احتمال دارد به کجا برسند؟

    در حال حاضر آینده‌نگری، تحقیق و توسعه و آرندی در آموزش و پرورش وجود ندارد. ما به طور مثال در آخرین مسئولیت خود، در مرکز آمار فناوری با همین دید آینده نگری برای امروز، برای آموزش و پرورش در سال ۹۰ سندی با عنوان ICT MASTER PLAN تدوین کردیم که ایجاد شبکه یادگیری را تشریح می‌کرد. و اگر تغییر دولت در سال ۹۲ نبود ما می‌توانستیم در سال ۹۵ شبکه یادگیری داشته باشیم. لذا آینده‌نگری در این سند پیاده شد.

    ما در آموزش و پرورش پژوهشگاه داریم اما کابردش برای تحقیقات دیگر است و ملموس، کارا و عملی نیست. ما در آموزش و پرورش فرهنگ آرندی نداریم. در بخش آرندی هم متخصصین علوم اجتماعی باید باشند. هم متخصصین آینده‌پژوهی باید باشند و هم متخصصین مدیریت آموزشی. این‌ها باید جریانات اجتماعی و جریانات کلی را بررسی کنند و آموزش و پرورش برای آن‌ها برنامه‌ریزی کند، و بگوید برای آینده چه باید کرد؟


  • یکی دیگر از ایرادات آموزش و پرورش این است که ما مهندسی می‌کنیم نه برنامه‌ریزی.

     

    ایده‌محوری و استدلال:

    مهندسی یعنی دستوری، تجویزی از بالا به پایین اما برنامه‌ریزی یعنی شناخت وضعیت کلی از پایین به بالا، نظرات را گرفتن و در نهایت جریانات را دیدن و بر‌اساس آن، آینده پژوهان و متخصصین به ارائه طرح پرداختن. که ان شاءالله این اتفاق بیفتد.

بخش ۹ – درخواست‌های راهبردی

از نظر شما و به‌ترتیب اولویت حداکثر ۳ درخواست مهم وزیر آموزش و پرورش آینده از رییس جمهور پیش از پذیرش مسئولیت، چه باید باشد؟

  • توجه به آموزش و پرورش در اولویت قرار گیرد و در واقع همان بیت‌الغزل بشود. 

     

    ایده‌محوری و استدلال:

    اگر آموزش و پرورش اصلاح بشود مملکت اصلاح می‌شود. زیرا بین آموزش و پرورش مطلوب و توسعه و پیشرفت و آبادی نسبت مستقیم دارد، و برعکس. همان کاری که فنلاندی‌ها کردند. ژاپنی‌ها کردند. آلمانی‌ها کردند. سنگاپوری‌ها کردند. 

    این را باید رئیس جمهور بداند تا همه دستگاه‌‌ها مکلف شوند به همکاری.


  • اینکه برای اجرای واقعی، نه شعاری، سند تحول برنامه درنظر بگیرد. نقشه‌راه برای آن بکشند. و ….

    و اینکه از ایشان خواسته شود روسای آموزش و پرورش و معاونان کلیدی همانند روسای دانشگاه (مدیران کل آموزش و پرورش استان‌ها) در شورای عالی انقلاب فرهنگی انتخاب بشوند تا از سیاسی بازی مصون بمانند. و آموزش و پرورش فقط برای برآوردن نیازها و خواست آموزش و پرورش باشد. که البته هماهنگی و مطالبه این امور سخت است و شاید تایید مدیران کل در شورای عالی انقلاب فرهنگی مقداری از این مسیر را هموار کند.

ارسال دیدگاه